يحيى دولت آبادى
257
حيات يحيى ( فارسى )
نيز سود بسيار مىرساند و همان اندازه كه بخراب و آبادكنندگان سود ميرسد صاحبان آنها زيان ميبينند خصوصا كه اين كار از روى نقشه اساسى علمى ثابتى نيست و گاهى خرابى و آبادى يك محل مكرر واقع مىشود و صاحبش از هستى ساقط ميگردد . سردار سپه محمود خان انصارى را حاكم تهران مىكند و او حكومت با اقتدارى مينمايد و عبد اللّه خان طهماسبى را والى نظامى آذربايجان ميسازد و او در آن مملكت پرآشوب قدرتنمائى كرده گردنكشان آن ايالت را كه همه وقت مورد ملاحظه دولتها و حكومتها بودهاند محو ساخته دارائى آنها را ضبط مينمايد و سرآمد ايشان اقبال السلطنه ماكوئى است كه در جاى خود سلطنت ميكرده خزانهئى داشته كه طلاى مسكوك آن در كمتر نقطهئى از نقاط مملكت وجود داشته است با مهمات جنگى بسيار طهماسبى باقبال السلطنه حمله كرده او را دستگير ميسازد و بالاخره اعدامش نموده تمام دارائيش را ضبط مىكند و البته قسمت عمدهاش بسردار سپه ميرسد . طهماسبى خيابان وسيعى در وسط شهر تبريز احداث مىكند و در آبادى شهر مزبور و ديگر شهرهاى آذربايجان سعى بليع مينمايد و مردم قدردان آن ايالت او را در حسن موفقيت و آباديهاى مزبور همهگونه مساعدت مينمايند راههاى عمده اين ايالت را كه قافلانكوه بزرگترين خارهاى سنگين آن راههاست همه را صاف و ارابهرو مينمايد گرچه جمعى از كارگران در قافلانكوه در سرماى زمستان كه در تحت اوامر نظامى اجبارا كار ميكردهاند بىدست و پنجه شده و يا تلف شده باشند . با اينوصف رفتار طهماسبى كه با روحيات خلق آذربايجان مناسبت داشته طورى او را مورد توجه مردم آنسامان ميسازد كه اسباب بدگمانى سردار سپه مىشود و حق هم داشته است بدگمان بشود سردار سپه براى اينكه مردم آذربايجان را به خود متوجه بسازد و از نفوذ رقيب خويش در آن سرزمين بكاهد مكرر بآذربايجان مسافرت مىكند و با خلق آنجا فوق تصور ايشان ملايمت و مهربانى مينمايد و وعده ميدهد همه ساله سفرى به آنجا بنمايد و بالاخره در يكى از مسافرتهاى خود بتبريز بطهماسبى وعدهء وزارتجنگ داده به اين بهانه او را از تبريز كنده بتهران ميآورد و به ظاهر وزير جنگ مىشود و حاكم نظامى تهران اما در باطن تحت نظر گرفته شده و هيچكاره .